خلاصهای از زندگینامه عبدالله بن یقطر را که در کربلا به شهادت ...
به هر حال، عبدالله بن یقطر در جریان حرکت امام حسین(ع) یکی از نامهرسانان حضرتشان بود،[8] و زمانی که امام(ع) به منطقهی حاجر در «بطن الرمه» رسید، قیس بن مسهر صیداوی و یا به نقل دیگر، برادر رضاعیاش عبدالله بن یقطر را با پیامی به سوی مردم کوفه فرستاد و این زمانی بود که هنوز خبر شهادت مسلم به حضرتشان نرسیده بود؛[9] او در قادسیه به دست حصین بن نمیر دستگیر شد و وی را به نزد ابن زیاد بردند؛ ابن زیاد به او گفت: «به منبر برو و حسین و پـدرش را دشنام بده، آنگاه بیا تا دربارهات تصمیم بگیرم». البته در برخی کتابهای متأخر با استدلال به اینکه بر اساس روایات، امام حسین(ع) جز از مادرش فاطمه زهرا(س) و جز از سرانگشتان پیامبر اسلام(ص) [6] تغذیه نشده بود، این احتمال مطرح شده است که شاید مادر عبدالله بدون آنکه به امام(ع) شیر دهد، تنها وظیفه نگهداری از حضرتشان (که هم سن فرزندش بود) را بر عهده داشت و از همینرو آن دو مانند دو برادر رضاعی بودند.
بخشى از آن نوشته به این شرح است: بسم اللّه الرحمن الرحیم، خبر دلخراشى به من رسیده است، خبر شهادت مسلم بن عقیل، هانى بن عروه و عبداللّه بن یقطر! شیعیان ما دست از یارى ما کشیدهاند و تنهایمان گذاشتهاند؛ هرکس بخواهد بازگردد هیچ ایرادى بر او نیست». بر اساس گزارشهای فراوان از منابع کهن، وی برادر رضاعی سید الشهداء(ع) بود،[5] اما در ارتباط با اینکه چگونه این برادری به وجود آمد و ماجرای دایه امام حسین(ع) چه بود، با جستوجویی که داشتیم به گزارش معتبری در این زمینه دست نیافتیم. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 5، ص 8، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
در زیارت امام حسین(ع) در نیمه شعبان اینگونه از وی تجلیل شده است: «السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یقْطُرَ رَضِیعِ الْحُسَین». [12] قبل از این هم در منطقه «زرود» خبر شهادت مسلم و هانى را دریافت کرده بود؛[13] لذا در اینجا بود که حضرت نوشتهاى را داد تا براى اصحابش بخوانند. شیخ مفید، الاختصاص، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، محرمی زرندی، محمود، ص 83، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول، 1413ق. [11] امام حسین(ع) در منطقه «زُباله» (یکی از مناطق مسیر حرکت امام حسین به سوی عراق) بود که خبر شهادت عبداللّه بن یقطر به او رسید. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب(رجال طوسی)، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص 103، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، 1427ق.
شهادت جناب عبدالله بن یقطر
البته شهادت هر دوی آنان به شکل واحد، کمی بعید به نظر میرسد، چرا که بعید است ابن زیاد در عین فریب خوردن از نفر اول و مورد لعن واقع شدن توسط او بالای منبر، دوباره چنین اشتباهی را نسبت به نفر دوم مرتکب شود. اما تشابه ماجرای شهادت عبدالله و قیس سبب این اشتباه شده و بعید نیست که رساننده نامه امام حسین به کوفیان در منزلگاه حاجز همان عبدالله بن یقطر بوده که در منزلگاه زباله خبر شهادتش به حضرت رسید. زیرا طبق روایات شیعه کاملا مشخص است که امام حسین ـ با توجه به عصمت امام حسین ـ از کسی شیر نخوردهاند بلکه رسول خدا با قرار دادن انگشت ابهام خود در کام امام ، ایشان را از وجود خود تغذیه نمودند.
اما اثبات حضور عبدالله در میان شهدای کربلا ، با توجه به اخبار معارض آسان نیست؛ اخباری دال بر اینکه خبر شهادت او در وادی زباله به امام حسین رسید و حضرت با چشمانی گریان ضمن خطبهای فرمودند:. در بعضی نقل ها نامه رسان را جناب قیس بن مسهر بوده و طبق بعضی نقل ها نامه توسط جناب ” عبدالله بن یقطر ” ارسال شد که در این درس به شناخت شخصیت ایشان و چگونگی شهادت ایشان می پردازیم. شهادت قیس بن مسهر و عبدالله بن یقطر کیفیتی یکسان داشته است؛ ابن زیاد به هر دوی آنان پیشنهاد داد که میان ناسزا گفتن به امیرالمومنین و فرزندان ایشان یا مرگ ، یکی را بپذیرند. برخی نیز معتقدند او با جناب مسلم بوده و پس از اثبات بی وفایی مردم کوفه، فرستاده شد تا خبر بی وفایی مردم را به حضرت برساند اما موفق نشد و همان جا در کوفه به شهادت رسید.
در تاریخ نقل شده که امام حسین از مادر عبدالله شیر خورده است و عبدالله بن یقطر سه روز قبل از تولد امام حسین به دنیا آمد (1) وی از قبیله حِمیَر و یمنی الاصل بوده است. برخی همچون ابن کثیر نیز قائلاند که نامه رسان عبدالله بن یقطر نبوده و او روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیده است؛ شیخ مفید نیز در ارشاد همین نظر را میپذیرد. اما آنچه یقینی است، هنگامی که مسلم بن عقیل نامه تایید بیعت کوفیان را برای حضرت ارسال نمود، امام حسین نیز جواب آن را توسط عبدالله بن یقطر به کوفه فرستادند. برخی زمان فرستاده شدن عبدالله را قبل از رفتن جناب مسلم به کوفه و عدهای دیگر زمان آن را پس از جناب مسلم و در جواب نامه ایشان دانستهاند.
خلاصهای از زندگینامه عبدالله بن یقطر را که در کربلا به شهادت ...
به هر حال، عبدالله بن یقطر در جریان حرکت امام حسین(ع) یکی از نامهرسانان حضرتشان بود،[8] و زمانی که امام(ع) به منطقهی حاجر در «بطن الرمه» رسید، قیس بن مسهر صیداوی و یا به نقل دیگر، برادر رضاعیاش عبدالله بن یقطر را با پیامی به سوی مردم کوفه فرستاد و این زمانی بود که هنوز خبر شهادت مسلم به حضرتشان نرسیده بود؛[9] او در قادسیه به دست حصین بن نمیر دستگیر شد و وی را به نزد ابن زیاد بردند؛ ابن زیاد به او گفت: «به منبر برو و حسین و پـدرش را دشنام بده، آنگاه بیا تا دربارهات تصمیم بگیرم». البته در برخی کتابهای متأخر با استدلال به اینکه بر اساس روایات، امام حسین(ع) جز از مادرش فاطمه زهرا(س) و جز از سرانگشتان پیامبر اسلام(ص) [6] تغذیه نشده بود، این احتمال مطرح شده است که شاید مادر عبدالله بدون آنکه به امام(ع) شیر دهد، تنها وظیفه نگهداری از حضرتشان (که هم سن فرزندش بود) را بر عهده داشت و از همینرو آن دو مانند دو برادر رضاعی بودند.
بخشى از آن نوشته به این شرح است: بسم اللّه الرحمن الرحیم، خبر دلخراشى به من رسیده است، خبر شهادت مسلم بن عقیل، هانى بن عروه و عبداللّه بن یقطر! شیعیان ما دست از یارى ما کشیدهاند و تنهایمان گذاشتهاند؛ هرکس بخواهد بازگردد هیچ ایرادى بر او نیست». بر اساس گزارشهای فراوان از منابع کهن، وی برادر رضاعی سید الشهداء(ع) بود،[5] اما در ارتباط با اینکه چگونه این برادری به وجود آمد و ماجرای دایه امام حسین(ع) چه بود، با جستوجویی که داشتیم به گزارش معتبری در این زمینه دست نیافتیم. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 5، ص 8، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
در زیارت امام حسین(ع) در نیمه شعبان اینگونه از وی تجلیل شده است: «السَّلَامُ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یقْطُرَ رَضِیعِ الْحُسَین». [12] قبل از این هم در منطقه «زرود» خبر شهادت مسلم و هانى را دریافت کرده بود؛[13] لذا در اینجا بود که حضرت نوشتهاى را داد تا براى اصحابش بخوانند. شیخ مفید، الاختصاص، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، محرمی زرندی، محمود، ص 83، قم، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول، 1413ق. [11] امام حسین(ع) در منطقه «زُباله» (یکی از مناطق مسیر حرکت امام حسین به سوی عراق) بود که خبر شهادت عبداللّه بن یقطر به او رسید. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب(رجال طوسی)، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص 103، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، 1427ق.
شهادت جناب عبدالله بن یقطر
البته شهادت هر دوی آنان به شکل واحد، کمی بعید به نظر میرسد، چرا که بعید است ابن زیاد در عین فریب خوردن از نفر اول و مورد لعن واقع شدن توسط او بالای منبر، دوباره چنین اشتباهی را نسبت به نفر دوم مرتکب شود. اما تشابه ماجرای شهادت عبدالله و قیس سبب این اشتباه شده و بعید نیست که رساننده نامه امام حسین به کوفیان در منزلگاه حاجز همان عبدالله بن یقطر بوده که در منزلگاه زباله خبر شهادتش به حضرت رسید. زیرا طبق روایات شیعه کاملا مشخص است که امام حسین ـ با توجه به عصمت امام حسین ـ از کسی شیر نخوردهاند بلکه رسول خدا با قرار دادن انگشت ابهام خود در کام امام ، ایشان را از وجود خود تغذیه نمودند.
اما اثبات حضور عبدالله در میان شهدای کربلا ، با توجه به اخبار معارض آسان نیست؛ اخباری دال بر اینکه خبر شهادت او در وادی زباله به امام حسین رسید و حضرت با چشمانی گریان ضمن خطبهای فرمودند:. در بعضی نقل ها نامه رسان را جناب قیس بن مسهر بوده و طبق بعضی نقل ها نامه توسط جناب ” عبدالله بن یقطر ” ارسال شد که در این درس به شناخت شخصیت ایشان و چگونگی شهادت ایشان می پردازیم. شهادت قیس بن مسهر و عبدالله بن یقطر کیفیتی یکسان داشته است؛ ابن زیاد به هر دوی آنان پیشنهاد داد که میان ناسزا گفتن به امیرالمومنین و فرزندان ایشان یا مرگ ، یکی را بپذیرند. برخی نیز معتقدند او با جناب مسلم بوده و پس از اثبات بی وفایی مردم کوفه، فرستاده شد تا خبر بی وفایی مردم را به حضرت برساند اما موفق نشد و همان جا در کوفه به شهادت رسید.
در تاریخ نقل شده که امام حسین از مادر عبدالله شیر خورده است و عبدالله بن یقطر سه روز قبل از تولد امام حسین به دنیا آمد (1) وی از قبیله حِمیَر و یمنی الاصل بوده است. برخی همچون ابن کثیر نیز قائلاند که نامه رسان عبدالله بن یقطر نبوده و او روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیده است؛ شیخ مفید نیز در ارشاد همین نظر را میپذیرد. اما آنچه یقینی است، هنگامی که مسلم بن عقیل نامه تایید بیعت کوفیان را برای حضرت ارسال نمود، امام حسین نیز جواب آن را توسط عبدالله بن یقطر به کوفه فرستادند. برخی زمان فرستاده شدن عبدالله را قبل از رفتن جناب مسلم به کوفه و عدهای دیگر زمان آن را پس از جناب مسلم و در جواب نامه ایشان دانستهاند.

ریما رامینفر